على اصغر شميم
429
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
محمد طباطبايى و نتيجهى آن مذاكرات چنين مىنويسد : « . . . مشار اليه ( ملكم خان ) با حضرت حجت الاسلامى خلوت نمود و در را بر روى اغيار بستند ، ربع ساعت وقت منجر به پنج شش ساعت گرديد . در اين اثنا كرارا ميرزا ملكم خان عازم رفتن مىشد و حضرت آقا او را مانع مىگرديد . مذاكرات آن دو را كسى ندانست ، لكن از آن روز حالات حجت الاسلام تهران به كلى تغيير نموده و در راه مقصود ، ميرزا ملكم خان هم خود را داد و هم پسرش را ، ازاينرو گويند مرحوم آقا سيد صادق و خلف عالىمقامش آقا ميرزا سيد محمد را نسبتى بود به فراماسيون . چنانچه از حالات و اقدامات حضرت آقاى آقا ميرزا سيد محمد طباطبايى مىتوان استنباط نمود كه اين رئيس بزرگ اسلام را چه مسلكى و چه مقصودى در نظر است « 1 » » . پنجم - نهضت فكرى كه منشاء بيدارى بعضى از مردم شهرنشين ايران گرديد ، نه تنها در سراسر كشور عموميت نداشت بلكه در ميان شهرنشينان ، فقط عدهى معدودى را به خود جلب كرد و آنچه بدون ترديد بايد پذيرفت ، اين است كه جامعهى روستانشين بهطور كلى از اين تنبه و بيدارى بهرهاى نداشت . اين طبقه چنانكه قبلا گفتيم ، در حدود 70 تا 75 درصد جمعيت كشور را تشكيل مىداد و غرق در جهل و بيسوادى و بىخبرى بود و در نظر افراد اين طبقه كه بار سنگين تحميلات و تكلفات طبقات بالاتر را به دوش مىكشيد ، ارباب داخلى يا بيگانه تفاوتى نداشت . او نه به ارباب و مالك خودى دلبستگى داشت و نه از مداخلات سياستهاى بيگانه بيم و هراسى داشت . جامعهاى بود مذهبى و فقط حكم فتواى مراجع تقليد و مجتهدين درجهى اول مىتوانست اين جامعه را به حركت و فعاليت برانگيزد . بنابراين طبقهى روستايى ايران هيچگونه نقشى در انقلاب آرام و تغيير رژيم سياسى نداشته و اين انقلاب ، همانطور كه نويسندگان روسى نيز اشاره كردهاند ، يك انقلاب بورژوازى و بازيگران آن طبقات مالكان و فئودالها و تجار اعيان و معدودى از كسبهى شهرنشين بودهاند . براى اثبات اين مدعا كه طبقهى دهقان ايرانى يعنى 75 درصد سكنهى مملكت از جريان انقلاب آرام بر كنار بوده و قهرا از نتيجهى آن انقلاب نيز بىبهره مانده ، كافى است كه فرمان مشروطيت ايران مورد مطالعه قرار گيرد . در اين فرمان ، كه اصل آن را بعدا نقل خواهيم كرد ، تصريح شده است كه مجلس شوراى ملى از منتخبين شاهزادگان قاجاريه ، علماى اعيان ، اشراف ، ملاكين ، تجار و اصناف بايد تشكيل شود ، و به هيچوجه از طبقهى دهقان نامى برده نشده است . ششم - آخرين مطلبى كه بايد در زمينهى انقلاب يادآورى كنيم ، اين است كه گروهها و
--> ( 1 ) - تاريخ بيدارى ايرانيان ، صفحهى 120 .